لب هات | کوتاه نوشت های مذهبی

۹۷ مطلب با موضوع «قبل واقعه» ثبت شده است

  • ۳
  • ۰

کاش سلیمان بودم

و باد

موکل من بود!


  • ۱۵
  • ۰

قلب ما حرم خداست

فقط تا دلت بخواهد

دورش بازار و هتل و كوفي شوب ساخته ايم!




+

كوفي شوب يا همان باشگاه بيليارد خودمان كه پشت بين الحرمين بسيار است.

  • ۱۲
  • ۰

کربلا نام ساحلی است

که کشتی نجات در آن سکنی گزیده است.

پس ای موج ها دست به کار شوید!

  • ۶
  • ۰

آدم گاهی اوقات دور میشود، که خیز بردارد...

مثل همین 

جزر و مدها

  • ۸
  • ۰

با چشم ندیده بودم 

باور نمی کردم!

کربلا هم باران می آید..

  • ۸
  • ۰

گم شدن آرزوی خوبی است

فرض کن

آدم خودش را در آینه کاری ها پیدا نکند و برگردد!

  • ۶
  • ۰

آن طرف باران می آید با صدا

علی، زهرایش را غسل می دهد!

این طرف باران می آید بی صدا

حسن آستین به دهان گریه می کند!

  • ۱۰
  • ۰

دلم گرفته

مثل صدای مداحی 

که دیگر نمی تواند مثل قدیم بخواند...

  • ۹
  • ۰

دو بام دارم

یک هوا

ببین کربلا با آدم چه کار می کند!

  • ۸
  • ۲

گوش کن 

حسین علبه السلام دارد 

فیلم نامه اش را می نویسد!




قاب کم آورده ام برای این فرازها

  • ۳
  • ۰

آب پاکی رو دستش ریختند؟

یا دستان پاکش را

روی آب؟

  • ۱۰
  • ۰

برای رسیدن به حسین

یا باید خاک شد

یا خاکستر

  • نمازشب رییس جمهور

    دوران ابتدایی هر روز دفتر بودم، اما یک روز به خاطر آوردن عکس های فلان سریال ایرانی معروف رفتیم دفتر. اینبار فرق میکرد خود مدیر شخصا آمد. هر چه میگفت جواب میگرفت تا رسید به اینکه: "اصلا میدونی اینا سرشونو رو مهر میذارن یا نه؟" این جمله بدجوری توی ذهنم زنگ زد!!! محال است یادم برود، نه فقط به خاطر لحن و صدای مدیر بلکه به خاطر اینکه زد توی خال! این سوال سالها سوال من بود. همیشه با خودم میگفتم خدا کجای زندگی اینهاست؟ دنیای بازیگرها اولین محیط بدون نماز و دعا و حسینیه ای بود که میدیدم و همه چیزش برایم عجیب و غریب بود! شاید باورتان نشود ولی این روزها نسبت به سیاستمداران همین حس و حال را دارم. شاید خیلیها سوال های جدی تری داشته باشند اما من به آقای روحانی خیره میشوم و واقعا برایم سوال میشود که او نماز صبح میخواند؟ واقعا مدتی است دغدغه نماز صبح رییس جمهور آینده را دارم.

    هفته پیش علی را در جلسه سخنرانی فلان نامزد دیدم، مثل همیشه کلی گرم گرفت و شروع کردیم از شناخت قبلی که نسبت به نامزد مورد نظر داشتیم گفتیم که اغلب خاطره یا سوال و جواب ها و یا دیدار بوده. علی گفت: ایشان آدم دقیق و سر وقتی است من هر شب راس ساعت فلان ایشان را میدیدم که از یک مسیر خاص رد میشود و میرود فلان جا نمازشب میخواند، اتفاقا نماز شب باحالی هم میخوند!

    این را که گفت از فرط خوشحالی داشتم بیهوش میشدم.جمله آخر را توی فکر و بیداری شنیدم، خیلی فکری شدم...واقعا مدتی است دغدغه نماز شب رییس جمهور را دارم!